تبلیغات
قیصرامین پور - او سبز و گرم بود که افتاد، ضیاء موحد

او سبز و گرم بود که افتاد، ضیاء موحد

ضیاء موحد، اعتماد ملی:

دوست جوانی آمده بود با سوال‌هایی آماده، برای روزنامه‌ای که قرار است مطالبی به قیصر امین‌پور اختصاص دهد. سوال آخر این بودکه از امین‌پور چه شعری را انتخاب می‌کنید؟ از چهار دفتر شعری که آورده بود، یکی را باز کردم و اتفاقا شعر <اتفاق> آمد: <افتاد/ آنسان که برگ- / آن اتفاق زرد/- می‌افتد/ افتاد/ آنسان که مرگ- / آن اتفاق سرد- می‌افتد/ اما/ او سبز بود و گرم که/ افتاد.>

این از آن شعرهایی است که در کارهای امین‌پور کمتر می‌توان دید. مضمون‌پردازی نیست. شعر یک لحظه شروع می‌شود و خود را می‌نویسد. سطر آخر را سطرهای قبلی دیکته کرده‌اند. زبان خود راه را نشان داده است. <اتفاق> داستان زندگی شاعر هم هست. در این شعر شاعر، برخلا‌ف اغلب شعرهای دیگر خود، آه و ناله سر نداده و مجال همدلی و اندیشیدن را از خواننده نگرفته است. ‌ قیصر امین‌پور، نیما را خوب شناخته بود و خوب در <سنت و نوآوری در شعر معاصر> پایان‌نامه دکترای خود معرفی کرد. تفاوت شعر دیروز و امروز را خوب درک کرده بود و خط فارق پررنگی میان این دو کشیده بود. اما در عمل همیشه میان دیروز و امروز در نوسان بود. شعر در قالب‌های سنتی گفتن خیلی آسان‌تر است. قافیه و ردیف و وزن، نقص‌ها را می‌پوشاند. ‌ شاعر در شعر نو عریان است. باید تاوان غیبت همه آن زیورها را با نزدیک شدن به جوهر شعر بپردازد و این کار ساده‌ای نیست. ‌

امین‌پور در برخی شعرهای نیمایی خود برای کمبود زیورها، به مضمون‌سازی روی می‌آورد. این هم دو نمونه: ‌ <و قاف حرف آخر عشق است/ آنجا که نام کوچک من/ آغاز می‌شود.> یا: <باید به بی‌تفاوتی واژه‌ها/ و واژه‌های بی‌طرفی/ مثل نان/ دل بست/ نان را/ از هر طرف که بخوانی/ نان است.> اما شعر <اتفاق> نشان می‌دهد که مایه سرودن شعر دشوار امروز را هم داشت. زبان شعر امین‌پور، زبانی شفاف و راحت است. خواننده آن را آسان می‌فهمد. کاری با بندبازی‌های زبانی، که خیلی هم رایج است، ندارد. افسوس که درست درآستانه شکوفایی و پختگی با مرگی زودرس فرو افتاد، اما سبز و گرم.



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

صفحات جانبی