تبلیغات
قیصرامین پور - صبح بی تو رنگ بعدازظهر یک آدینه دارد، بهروز یاسمی

صبح بی تو رنگ بعدازظهر یک آدینه دارد، بهروز یاسمی

بهروز یاسمی، اعتماد ملی:

ما- جماعت شاعر - قیصر را به شعر و به نام شعر نمی‌شناختیم، به واسطه شعر می‌شناختیم. شعر او ما را متوجه انسانیت عظیم و شکوهی کرد که شعر ذره کوچکی از آن بود. شعر او اگر این همه شیوا و شیرین و دلنشین بود، به این خاطر بود که در صافی جان شیفته او پاک و پالوده می‌شد. کلمه برای او وسیله نبود. کلمه خود زندگی، کلمه خود درد، خود عشق و سرانجام خود مرگ بود.

رنج، صفای باطن او را خوراک می‌داد و این یکی زلا‌لی شعر او را، کلمات در پاکی و زلا‌لی جان او رام و آرام و لطیف می‌شدند. در شعر او مفاهیم، مضامین، اشیا و واژه‌ها یکی و یگانه شده‌اند.

درد در شعر امین‌پور یک واژه ساده سه حرفی نیست تا قافیه‌ای شود یا نقطه‌چینی پر کند و یا به مدد واژگان دیگر تصویری بسازد تا حس درد را القا کند. درد عین درد است، همچنان که عشق عین عشق. او از تسلط خود بر زبان و از قابلیت‌های جادویی آن برای بیان مفهوم استفاده نمی‌کرد، دردها و دغدغه‌هایش را به جامه واژگان می‌آراست و این کلیدی‌ترین راز تمایز شعر او با شعر دیگرانی است که با توانایی و اشراف بر زبان سعی در مضمون‌پردازی و تصویرسازی دارند.

تجربه شاعرانه زندگی - نه الزاما زندگی شاعرانه - فاصله بین شیء و واژه را در شعر او از میان برداشته بود. طبیعت در او و در شعر او جاری و ساری بود تا شعرش این همه طبیعی به‌نظر برسد. تن، روح، طبیعت و زبان به یک اندازه در او با هم آمیخته بود. به همین دلیل کلمات خام، خشک و خشن در جویبار پاک و زلا‌ل ذهن او شسته می‌شدند و معطر، مودب، متبرک و فروتن بیرون می‌آمدند تا پاکیزگی مضمون و معنای انسانی شعر او را نیالا‌یند. بهشت او زمینی بود و زمین او بهشتی مصداق دقیق این بیت خواجه: <ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد / هر آنکه سیب ز نخدان شاهدی نگزید>اخلا‌ق در شعر او قلمرو و گستره‌ای دارد به وسعت دنیا و آخرت - از خاک تا افلا‌ک .-

شاهین ترازو در اینجا هم در عین اعتدال است. شعر او جهان روحانی و معنوی را به دنیای مادی و زمینی پیوند می‌زند، چرا که خود درد خانگی و جاودانگی را با هم داشت؛ همچنان که درد پوستی و درد دوستی را:

به جرأت می‌توان ادعا کردکه هیچ شاعری در دوران معاصر به اندازه قیصر امین‌پور دغدغه تناسب و تعادل فرم و محتوا - چه در زندگی چه در شعر - نداشت. به همان‌قدر که در کار کشف مضمون تازه بود، در به خدمت‌گرفتن زبان مناسب و متناسب آن هم دقت و وسواس و حساسیت و البته استادی به خرج می‌داد: <نان را از هر طرف که بخوانی نان است>، <ناگهان چقدر زود دیر می‌شود>، <و قاف حرف آخر عشق است، آنجا که نام کوچک من آغاز می‌شود> و <کاش این زمانه زیر و رو شود / روی خوش به ما نشان نمی‌دهد> نمونه‌های کوچکی از تلا‌ش موفقیت‌آمیز او در ترکیب و تلفیق خلا‌قانه صورت و معنی و یگانگی ذهن و زبان اوست.

<قاف> واقعا حرف آخر عشق و واقعا حرف اول اسم کوچک شاعر است. به ایهام ظریف <اسم کوچک> که بین نام - در مقابل نام خانوادگی - و فروتنی شاعر در کوچک شمردن خود شناور است، دقت کنید. <کاش این زمانه زیر و رو شود> نفرین نیست یا تنها نفرین نیست، دعاست یا دعا هم هست، چرا که زمانه - چون سکه - دو رو دارد و در اینجا تنها روی ناخوش خود را نشان می‌دهد تا شاعر با <ای کاش> آرزو کند که روی خوشش را هم بنمایاند.

<به بالا‌یت خم، سرو و صنوبر با تو می‌بالند / بیا تا راست باشد عاقبت سوگندهای ما>

قیصر از معدود شاعرانی بود که چنان که می‌اندیشید و زندگی می‌کرد، می‌سرود. شعر او به شکل حیرت‌آوری جهان فلسفی، اجتماعی و عاشقانه‌اش را بازمی‌تاباند و به تماشا می‌گذاشت. طرح موجز و فشرده و در عین حال عمیق و وسیع سوال‌های خلفی، نگاه حافظانه او را به جهان نشان می‌دهد: < اگر که چون و چرا با خدا خطاست، چرا / چرا سوال و جواب است روز بازپسین> مقایسه کنید با این بیت حافظ:< عارفی کو که کند فهم زبان سوسن/ تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد>

به دلیل همه آنچه به مصداق <حرفی از آن هزاران که اندر عبارت آمد> و به اختصار گفته شد و همه آنچه به دلیل تنگنای این مقال و مجال نگفته ماند. قیصر و شعرش به پایه و مایه‌ای از محبوبیت و مقبولیت توأمان دست یافته بود که سال‌ها کسی را یارای رسیدن به آن نیست. تمام شاعران از هر رسته، گروه، جناح و ایسمی هم قبولش داشتند و هم دوستش. شاعران سنتی و نوپرداز به یک نسبت و به یک اندازه به شعر و شخصیت او احترام می‌گذاشتند، چرا که او به چنان تعادلی در تلفیق این دو دست یافته بود که جای هرگونه حرف و حدیثی در احتمال تمایل او به دیگرسو باقی نماند. تلا‌ش برای مصادره‌کردن او از طرف هر رسته، گروه، جمع و جماعتی گناهی است نابخشودنی. قیصر امین‌پور بزرگتر از آن بود که در چارچوب تنگ و محدود تقسیم‌بندی‌های رایج ادبی و سیاسی بگنجد. او به جامعه بزرگ بشری تعلق داشت. او صحبت موجه استادان ادبیات فارسی بود؛ جماعتی که به حق یا ناحق به دگماتیسم و جانبداری از سنت متهمند؛ همچنین نماد شاعران تحصیلکرده و فرهیخته و پل پیوند دانشگاه با ادبیات خلا‌ق و مدرن. تمام طول این هشت سال - پس از تصادف - با آن همه از درد وزخم آرام و مهربان ساخت و یک بار لب به شکوه باز نکرد.روزی از او پرسیدم که هیچگاه از خدا گله نکرده‌ای که چرا من؟ خندید و گفت: اگر مثل سید (سیدحسن حسینی) من هم می‌رفتم چه؟! و گفت که از خدا خیلی هم سپاسگزار است. این همان نگاه باشکوه و بی‌زوالی است که مخصوص بندگان خاص خداست. اگر دشنه دشمنان بود گران و اگر خنجر دوستان، گرده، هرچه داغ دل بود دیده بود و هرچه خون دل بود، خورده بود و دم نزده بود. حرف‌ها داشت و تردید اینکه بزند یا نزند، اگرچه سراپا زرد و پژمرده بود، به سرسبزیش هم کاجی نبود. برج عاجی امن‌تر از فقر و تنهایی و بی‌کسی خود نمی‌دانست. شاهد تحکم او - چیزی که هیچ‌کس از او ندیده بود - با یکی از مسوولا‌ن فرهنگی بودم که پیشنهاد پرداخت هزینه‌های بیمارستان را به او می‌داد. روز ششم شهریور بعد از جلسه نقد و بررسی کتاب <دستور زبان عشق> همراه هم به سخنرانی آقای خاتمی در مسجد ولیعصر(عج)، خیابان وزرا رفتیم و حدود ساعت 11 شب او را به خانه‌اش در گیشا رساندم. پیاده که شد، دره‌ای دوار از حول و هراس آسمان و زمینم را فرا گرفت که نکند آخرین بار باشد... که چرا در جلسه امروز تند و بی‌پروا کتابش را نقد کرده بود، اگرچه در پایان جلسه با همان بزرگواری و مناعت‌طبع گفته بود: غالبا اینقدرم عقل و کفایت باشد که از تعریف دوستان خوشحال و از نقد فلا‌نی دلگیر نشوم. جسمش زیر بار عظیم عشق و انسانیت و معرفت و مهربانی، نحیف و ناتوان شده بود و روز به روز تحلیل می‌رفت. مرگ هشت سال با او مدارا کرد، به‌خاطر مهربانی، به‌خاطر شعر و به خاطر زندگی. مرگ در مواجهه با او شرم داشت، پس به جشن تولد دعوتش کرد تا سر از مجلس ختم خود درآورد.

دکتر قیصر امین‌پور دومین روز از دومین ماه آمد و هشتمین روز از هشتمین ماه سال رفت تا آغاز و انجام این 48 سال هم - چون میانه‌اش - در عین کمال و اعتدال باشد.

از رفتنش دهان همه باز / انگار گفته باشند: پرواز، پر واز!

دکتر شفیعی کدکنی: در تمام طول عمر دانشگاه تهران، هرگز چنین غوغایی را بر مرگ کسی ندیده و نشنیده‌ام؛



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

صفحات جانبی